قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1758
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر خلافت القاهر باللّه محمّد بن المعتضد باللّه در اكثر تواريخ معتبره چنين مسطور است كه مونس خادم بعد از قتل المقتدر باللّه مىخواست كه پسر مقتدر ابو العباس ، را خليفه گرداند تا خاطر مادر مقتدر تسكين يابد ، امّا امراى ديگر خصوصا ابو يعقوب نوبختى « 1 » به اين معنى راضى نشد و گفتند : ما به هزار حيله از دست خليفه كه نفاذ امور و تدبير بر دست مادرش و خالهايش بود - خلاص شديم الحال باز خليفهاى نمىخواهيم كه مدار مهمّات او بر زنان باشد . محمّد بن المعتضد ، برادر مقتدر ، مردى عاقل و كامل است و غير او كسى سزاوار خلافت نيست . مونس هرچند گفت : اى ياران ، او مردى بدامور است ، فايد نداد . آخر الأمر ، روز پنجشنبه ، بيست و هشتم شهر شوّال ، محمّد بن المعتضد را حاضر ساخته با او بيعت كردند و او را ملقّب به « القاهر باللّه » گردانيدند و ابو على بن مقله و ابو جعفر بن محمّد بن قاسم و ابو العباس بن خضيب هر سه كس را به طريق شركت منصب وزارت ارزانى داشت . و در اوّل حال ، مقرّبان المقتدر باللّه را مصادره نموده تحصيل اموال مىنمود تا آنكه مادر المقتدر باللّه را در عين مرض استسقا آويخته چندان چوب زد و تعذيبات نمود كه فوق آن متصوّر نمىنمود . « 2 » القصّه ، چند روز آن عورت ضعيف را مكشوف العوره ساخته چوب مىزدند تا آنكه يقين ايشان شد كه پيش آن عورت چيزى نمانده بعد از آن ، املاكى كه مادر مقتدر وقف حرمين كرده بود همه را فروخته به سپاهى دادند . چون علىّ بن مقتدر ، مونس خادم ، علىّ بن بليق « 3 » جرأت و تهوّر القاهر باللّه را مشاهده كردند با يكديگر مشورت نمودند كه او را قبل از آنكه استقلال بيش از اين پيدا كند خلع بايد كرد و الّا او ما همه را از لباس حيات خلع خواهد كرد . بنابراين ، با يكديگر اتّفاق نموده در پنهانى به محمّد بن مكتفى بيعت كردند و در صدد گرفتن القاهر باللّه نشدند و مردم را از تردّد پيش او منع مىنمودند . اتّفاقا ، طريف سبكرى كه از امراى مونس خادم بود ، بر حقيقت حال اطلاع يافته خود را به صورت زنان ساخته پيش القاهر باللّه رفت و او را بر تمامى حالات واقف گردانيد . چون القاهر باللّه بر ارادهء ايشان اطلاع يافت پيشدستى نموده اوّلا مونس خادم را
--> ( 1 ) . وى ابو يعقوب اسحاق بن اسماعيل نوبختى است . در خصوص شرح احوال وى ؛ - عباس اقبال ، خاندان نوبختى ص 182 - 183 ، 193 . به عقيدهء مترجم الكامل ( ج 13 ، ص 271 ) وى منجّم زردشتى بود كه در مذهب تشيّع بدعت ايجاد كرده بود . ( 2 ) . بعد از شكست كودتاى القاهر باللّه عليه المقتدر باللّه ( سال 317 ه . ق ) از روى رأفت قاهر را نزد مادر خود فرستاده بود و مادر مقتدر نسبت به او نيكى و احسان فراوان كرده و بر مخارج او افزوده و كنيزان زيباروى جهت او خريده بود . و امروز القاهر باللّه اينچنين تلافى خوبيهاى آن زن را ، كه در حقيقت نامادرى خويش بود ، مىكرد . در اين خصوص ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 13 ، ص 238 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ( ج 16 ، ص 6965 ) : يلبق ؛ الكامل ( ج 13 ، ص 272 ) : يليق .